بخششی تا آسمان
دلمشغولی‌های وقفی حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 مرداد 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

اگر می‌خواهی زیباترین صحنه‌های عالم را ببینی باید زاویه دیدت را روی موج خوبی‌ها تنظیم کنی. اینکه چه چیزی ببینی، بستگی به نوع نگاه خودمان دارد. طبیعی است کسی که عینک سیاه به چشم زده همه جا را تیره می‌بیند. بعضی تا اسم بیمارستان، به گوششان می‌خورد، بدبختی و درد و بیچارگی‌اش را می‌بینند و بعضی دیگر، سلامتی  و زندگی دوباره را. برخی نیز که نگاه ویژه‌تری دارند، رفت و آمد ملائکه خدا را می‌بییند که نوید رحمت الهی برای بیماران، و تمامی دست اندرکاران خدمت به آنها را ، به ارمغان آورده‌اند. با این نگاه، بیمارستان، بهشت است که زیباترین زیبایی‌ها را می‌توان دید. وقتی هم بیمارستان را بهشت ببینی، برای مریض، تحمل درد شیرین، برای همراه خدمت به بیمار، دل انگیز، برای طبیب، پرستار و خادمان این عرصه، خدمتی عاشقانه و مقدس، و برای عیادت کنندگان، عبادتی شیرین می شود.

بعد از نماز، آقامحسن، خیلی اصرار کرد نهار پیشش بمونم. ولی چون عجله داشتم شرمنده‌اش شدم و خدا حافظی کردم که بروم. دم درِ خروجی بیمارستان، چشمم به یه بنده خدایی افتاد که روی ویلچر نشسته بود. با اندامی نحیف و لاغر، و معلوم بود نمیتونه راحت بشینه و داره درد میکشه. کنارش هم دوتا ساک و یه جفت عصا گذاشته شده بود. کنارش که رسیدم سلام کردم. خیلی مودبانه و گرم جواب سلاممو داد. بعد از احوالپرسی گفتم: بلا دور باشه، چی شده اینجا اومدی؟

- بلا نبینی حاجی ، لَگنم رو عمل کردم، امروز مرخص شدم.

-خوب به سلامتی خدا را شکر. پس چرا اینجایی؟

-پیگیر گرفتن بلیطیم، جور بشه میخوایم بریم.

-بلیطِ چی؟ همراهت کیه؟

-خانمم پیشمه. رفته زنگ بزنه ترمینال بلیط بگیره برای شهرستان

-با لگن عمل شده مگه میتونی اتوبوس سوار بشی؟ داغونت میکنه، اذیت میشی. با آمبولانس چرا نمیری؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف برای کمک به مستمندان،  وقف برای خدمت به بیماران،  وقفِ آسان،  وقف و امور خیریه، 
برچسب ها: داستان وقف، مستند داستانی، رمان وقف، خدمت به بیماران، وقف و سلامت، وقف برای خدمت به نیازمندان،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات