بخششی تا آسمان
دلمشغولی‌های وقفی حسین ژولیده
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 شهریور 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


طبق معمول آماده شدم که برم بیمارستان. سوار اتوبوس که شدم، یه صندلی خالی پیدا کردم و رفتم نشستم. تا نشستم به بغل دستم سلام کردم و این سلام کردنه، باعث شد سر حرف وابشه. چندتا سوال داشت که پرسید. اونقدر گرم صحبت شدیم که سر ایستگاهی که باید پیاده می شدم، دلم نیومد بحث رو نیم کاره بذارم و برم. البته دلشوره دیر رسیدن رو هم داشتم. دلم نمی خواست سر قراری که دارم دیر برسم. خدا رو خوش نمیاد، کسایی که منتظرت هستن رو معطل کنی، خودش یه نوع حق الناسه، مردم هم هر کی برای خودشون هزارتا کار و گرفتاری دارن.

 خلاصه پیاده شدم و باقی مسیر رو با تاکسی رفتم که از قضا، تو ترافیک گیر کردم. راننده هم که آدم فرزی بود، قبل از اینکه بین ماشین ها، گیر بیفته، سریع پیچید تو یه فرعی و راهش رو ادامه داد، غافل از اینکه من باید از همین خیابون می رفتم. مجبور شدم وسط راه پیاده بشم و از یه خیابون فرعی، با سرعت خودم رو برسونم. مسیر جدیدی بود و تو این چند وقتی که بیمارستان می رفتم، این خیابون رو ندیده بودم. در ضلع شرقی بیمارستان، خیابون خلوت و آرامی بود، اما یه جورایی فرق داشت. تو پیاده رو کنار بیمارستان، چندتا چادر مسافرتی برپا بود. تو یکی از چادر ها یه زن و مرد میانسال، تو یکی دیگه هم یه مرد جوان با یه دختربچه چهارپنج ساله. کنار خیابون هم چندتا ماشین با پلاک شهرستان پارک بود که از پتو و سایل توی ماشین می شد فهمید که مسافرند و غریب.

خیلی دلم می خواست برم با یکی از اینهایی که تو چادر نشستن بپرسم اینجا چکار می کنن.


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف برای کمک به مستمندان،  وقف برای خدمت به بیماران،  وقف و امور خیریه،  وقف و درمان، 
برچسب ها: مستند داستانی، وقف و درمان، وقف برای خدمت به بیماران، رمان درباره وقف،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1398 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

عزیزی می گفت وقتی دلت لَک می زند برای خدا کاری انجام بدهی، خدا خودش راهش را پیش رویت قرار می‌دهد. فقط باید زرنگ باشی و فرصت را غنیمت بشماری. راست می گفت. اصلا بهتر بگویم، آیه قرآن را به زبان خودمانی برایم ترجمه کرده بود. وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا... و خداوند با نیکوکاران است.

بعد از نماز، با دکترمحسن و چندتا از رفقاش، از نمازخانه بیرون آمدیم. خانم مُسنی جلو آمد و گفت: حاج آقا، ببخشید می تونم یه دقیقه وقتتون رو بگیرم؟ گفتم در خدمتم، بفرمایید؟ طوری برخورد کرد که انگار حرف خصوصی دارد. دکتر رو به من کرد و گفت: حاجی ما میریم درمانگاه، همینجوری تشریف نبری، اونجا منتظرتم.

-حاج آقا، من دخترم تو بخش جراحی زنان بستریه، اونجا یه خانم مسنی هست که هیچکی  پیشش نیست بهش برسه، فکر کنم به خانوادش برگه همراه ندادن، می تونید براش کاری بکنین، ثواب داره.

-چشم میپرسم ببینم قضیه اش چیه، کاری از دستم بربیاد وظیفه است.

خدا حافظی کرد و رفت. رفتم به طرف اتاق محسن. در زدم و وارد شدم. طبق معمول خیلی گرم تحویل گرفت و گفت:حاجی اگه عجله نداری، نهار پیش ما بمون؟ نمی‌دونم غذای امروز چیه، اگه افتخار می‌دی بگم غذا رو بیارن؟

به شوخی بِهش گفتم: خودت می دونی من نهار نمی خورم تعارف می کنی! خدا خیرت بده، باید برم. راستی دکتر، اون خانمی که بیرون سوال داشت، می گفت یه خانمی تو بخش زنان بستریه، ظاهرا به خانوادش برگه همراه ندادن، اون هم به همراه نیاز داره.

-این خانمی که بستری شد، مشکلش برگه همراه نیست. کسی رو نداره.

-چطور؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف برای حمایت از بیوه زنان،  وقف برای حمایت از سالمندان،  وقف برای خدمت به بیماران، 
برچسب ها: وقف و درمان، داستان وقف، مستند داستانی، خدمت به محرومان،
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 مهر 1395 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()

پیاده روی اربعین، تجلی عشق و عاطفه است. مهربانی و عطوفت است که آنجا موج می زند. در مسیر رسیدن به کربلا، عشق است که قدم ها را به حرکت وا میدارد. شور حسینی است که به بدن ها و گام های خسته جان می بخشیده، قلوب عاشقان را محبت مولایمان حسین طراوت می دهد. روزها و مسیرهای پیاده روی اربعین، لحظه لحظه اش، عشق و دلدادگی است. وقتی در آن مسیر پا می‌گذاری انگار حیاتی دوباره یافته‌ای. آنجا تازه معنی این حدیث را می فهمی که پیامبر عزیزمان صلی الله علیه وآله فرمود: اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً؛ براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود. صحنه عجیبی است. رنگ، زبان و نژادها مختلف و متفاوت، اما همه همدل و همنوا، یک صدا ندا می دهند: لبیک یا حسین. آنجاست که انگشت حیرت بر دهان می گیری و با خود می گویی این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست! اصلا عشق به او فراتر از مرزها و جغرافیاست. حتی فراتر از دین و مذهب. عشق حسین همه را پای پیاده تا کربلایش می کشاند. جاذبه محبت اربابمان تمام عادات و قوانین مادی را به هم ریخته و برهمه دلها حکمفرمایی می کند. اگر تمام عالم جمع شوند و تمام داراییشان را خرج کنند نمی توانند اینچنین عاشقانی را گردهم جمع کنند. اما مولایمان حسین علیه السلام را بنگرید که با دلها چه کرده است که واله و شیدا، نه سرما می شناسند و نه گرما. نه خستگی برایشان معنا دارد و نه بی خوابی.

از زاویه ای دیگر نیز اگر به همایش عظیم پیاده روی اربعین می نگریم در می یابیم که این حرکت با ظهور امام زمان علیه السلام بی ارتباط نیست. مگر نه اینکه وقتی مولایمان ظهور می نمایند خود را به نام حسین ابن علی علیهماالسلام معرفی می نمایند. و لازمه این کار نیز آن است که جهانیان حسین علیه السلام را بشناسند و برای معرفی امام حسین علیه السلام چه زمانی بهتر از اربعین که از سراسر جهان عاشقان را به سوی خود جذب می کند.

از این رو، این فرصت بی نظیر را می بایست مغتنم شمرد و تا آنجا که می توان کمر خدمت برای برگزاری باشکوه تر این فرهنگ بست. در این میان که هر کسی و هر طیفی عاشقانه آنچه که در کف دارد را تقدیم زائران مولایش می کند، واقفان سلامت نیز می توانند در راه اعتلای فرهنگ عاشورا و اربعین گامی مهم و اساسی بردارند.

برای این کار می توان

ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف و درمان،  وقف و اهل بیت علیهم السلام،  وقف و امور خیریه،  وقف برای زیارت،  وقف، عاشورا، محرم، 
برچسب ها: وقف برای اربعین، وقف برای خدمت به زائرین اربعین، وقف و درمان،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 مرداد 1394 توسط حسین ‍ژولیده | نظرات ()


محبوب و عزیز شدن را همه دوست دارند. همه علاقه دارند دوست داشتنی و مورد توجه باشد. میل به دوستی و محبت در سرشت همه وجود دارد. محبت و دلبستگی، عشق و دلدادگی از ویژگی‌های انسان است . انسان ذاتا همراه با عشق و محبت آفریده شده است. اما اینکه خود را به چه کسی نزدیک کنیم، چه کسی ما را دوست داشته باشد و به دوستی و محبت چه کسی دل خوش کنیم، بستگی به همت و افق نگاه خودمان دارد.

در عشق و دلدادگی باید پایبند کسی شد و به کسی دل‌خوش نمود که اولا از همه بهتر باشد، از همه سر باشد. در خوبی ها و حُسن و کمالات، بهتر از او نباشد تا کس دیگری دل انسان را به سمت خود متوجه نکند. باید به سراغ کسی رفت که بیشترین بهره را از کمالاتی مثل علم، قدرت، ثروت، محبت و مهربانی، فناناپذیری و همیشگی، بخشش و کرم، و... داشته باشد. تا محبوب او شدن بیشترین‌ها را نصیب انسان کند. ثانیا دوستی و محبتش همیشگی باشد تا انسان را از این دلدادگی و دلسپاری پشیمان نکند. با این وصف به خوبی روشن می شود که بیشترین کمال و جمال را خداوند مهربان دارد که خودش خالق تمام زیبایی‌هاست. هر کمال و زیبایی که تصور شود، قطره و کمتر از یک قطره از زیبایی‌های اوست. زیباترین زیبایی‌های عالم، تنها سایه‌ای بسیار کمرنگ از زیبایی‌های خداست که در زمین تجلی نموده است. با این بیان، محبت به خدا یعنی کمال طلبی بی‌نهایت. یعنی متصل شدن به منبع تمام کمالات و زیبایی‌ها. محبت به خدای مهربان، یعنی ارتباط با منبع و سرچشمه‌ای که هیچ وقت زوال و تمام شدن در کارش نیست. عشق به خدایک طرفه نیست که منجر به دلمردگی و افسردگی شود. اگر کسی یک قدم به سمتش برود او ده‌ها و صدها گام به سویش بر می‌دارد و چندین برابر محبت می‌کند. محبت او فوق تمام محبت‌ها و اساسی‌ترین و شیرین‌ترین آنهاست. کسی است که محبوبش را لحظه‌ای تنها نمی‌گذارد و همیشه همراه و همراز اوست. معشوقی است که به عاشقانش عشق می‌ورزد.

اما چگونه می‌توان خود را محبوب خدا و مورد توجه خاص پروردگار عالم نمود؟! راه این کار را هم خودش فراروی بندگان قرار داده و فرموده:


ادامه مطلب
طبقه بندی: وقف و درمان،  وقف و امور خیریه،  وقف برای خدمت به بیماران، 
برچسب ها: وقف و درمان، وقف برای سلامت،
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو